تبلیغات
ابوتراب

ابوتراب
بسیجی واقعی، علی(ع)
قالب وبلاگ

یکی از خلفاء غلامی داشت که سخت مورد توجه و علاقه خلیفه بود و خلیفه او را بسیار دوست داشت. 

یکی از خلفاء غلامی داشت که سخت مورد توجه و علاقه خلیفه بود و خلیفه او را بسیار دوست داشت. روزی ناگهان غلام بیمار شد و روز به روز بیماری اش شدت بیشتری پیدا کرد. خلیفه پزشکان را از سراسر کشور به پایتخت دعوت کرد تا غلام را معالجه کنند. پزشکان آمدند و غالم را معاینه کردند و دارو­های مختلفی را به وی خورانیدند، اما غلام بهبود نیافت. روزی طبیبی به بالین غلام رفت و او را معاینه کرد و از غلام پرسید: چه حادثه­ای اتفاق افتاده که تو را به این روز انداخته است.

غلام چند لحظه فکر کرد و عاقبت لب به سخن گشود و گفت: چند نفر از دشمنان سلطان مرا تحریک کردند که در شراب او سم بریزم و خلیفه را مسموم کنم.

من فریب پول آنها را خوردم و در شراب خلیفه سم ریختم و آن را به خلیفه دادم. اتفاقاً خلیفه متوجه شد که شراب به زهر آلوده است و آن را ننوشید.

من منتظر بودم که حاکم مرا به شدت کیفر و قصاص نماید. اما او نه تنها مرا مجازات نکرد، بلکه احسان و محبت خود را نسبت به من بیشتر نمود، به طوری که من از شدت شرمساری بیمار شدم. بیماری من بیماری شرمساری و خجالت است. این بیماری درمان ندارد و تا وقتی که نمیرم، خجالت زده باقی خواهم ماند.

وای بر انسان! وای از روزی که انسان­ها بفهمند خداوند همیشه با او و در کنار او بوده و تمام خیانت­ها و گناهان و کارهای زشتش را می­دیده اما بردباری فرموده و بر احسان و انعامش می­افزوده و نعمت­هایش را بیشتر ارزانی می­داشته است. (قلب سلیم؛ ج1، ص136)




[ شنبه 11 آبان 1392 ] [ 12:29 ق.ظ ] [ سجاد اسمعیلی زینی ]
نظرات
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


دانشجوی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق(ع) هستم.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تاریخ روز مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی پخش زنده حرم